احمد مجد الاسلام كرمانى
16
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
شد همانها رفته و اسبابهاى مجلس را غارت كردند حتى آنكه كاشيهاى عمارات را هم كندند كه شرح آن را خواهم نوشت ، پس هيچجاى عجب نيست كه نسبت به عيال من هم اينقدر صدمه بزنند بارى آن روز را در خانه ماندم و رفته رفته از همسايگان آن خانه مستفسر شدم ، معلوم شد مقابل خانه ما خانه آقا سيد صادق روضهخوان است كه از اجزاى آقاى جناب شيخ فضل إله و با او مهاجر حضرت عبد العظيم بوده و بسيار آدم مستبدى است خيال بنده از همسايگى او خيلى پريشان شد و يقين كردم اگر دوباره انقلابى بشود من و اسبابم شكار مخصوص آقاى بزرگوار خواهيم شد لهذا به خيال افتادم زودتر از آن محله بروم بنابراين گفتم بقيه اسبابها را از آن خانه نياورد تا منزلى ديگر پيدا كنم و به همين جهت فرداى آن روز درشگه گرفته بزركنده بملاقات سعد الدوله رفتم يك شب مانده بر گشتم و با سعد الدوله مشورت كردم كه چكنم در طهران بمانم يا به طرفى ديگر بروم سعد الدوله اينطور رأى داد كه چون بيش آمد امور اين مملكت بهيچوجه معلوم نيست لهذا حركت از طهران موافق وقت نيست : توقف در طهران هم براى شما اسباب مخاطره است براى آنكه امثال شما در دربار دشمن زياد داريد و حالا متصل در مقام اين هستند كه بهانهاى بدست بياورند شما هم اختيار زبان خود را نداريد ناچار يكوقتى كلمهاى ميگوئيد كه اسباب رنجش خاطر اولياء دولت مىشود فورا همانرا راپورت ميدهند و هزار كلمه هم بر يك كلمه شما ميافزايند و شما را به زحمت مياندازند . بنابراين من اينطور مصلحت ميدانم كه اين ايام تابستانرا بيائيد شميران و بيكارى را غنيمت بشماريد و از گرماى طهران و انقلابات زمان راحت شويد و منهم بالا هستم روزها باهم بسر ميبريم و رفع تنهائى از منهم خواهد شد . اقامت در شميران اين رأى سعد الدوله را پسنديدم و پذيرفتم و به شهر برگشته فرستادم اسباب ادارهام را به خانه بياورند كه كرايه محل اداره را كه ماهى هشت تومان بود از